آخرین مطالب

ناحیه کاربری

حاشیه نشینی روستاییان در شهرها؛ معضل بزرگ پیش رو

زمانی که در مورد حاشیه نشینی و مهاجرت روستاییان به شهرها صحبت می شود، باید توجه داشت که هر منطقه و هر بومی اقتضائات خاص خودش را دارد و قانون کلی براش حاکم نیست. در این میان روش های مختلفی تاکنون برای حل این مشکل به کار گرفته شده است که علی رغم تکثر روش ها، نتوانسته مشکل را حل نماید.

به نظر می رسد یکی از مهم ترین ظرفیت هایی که تا امروز کمتر استفاده شده است، استفاده از ظرفیت گروه های جهادی  تخصصی است که در این زمینه به جای مبارزه با معلول ها به علت ها پرداخته و اصطلاحاً مشکلات را ریشه ای حل کنند. برای روشن تر شدن موضوع در ادامه به ذکر چند مثال می پردازیم:

1- در حوزه هویت و فرهنگ: رسانه، جریان اطلاعات و حتی صدا و سیما کاری کرده که “هویت روستایی” متزلزل شده است. با کمتر از یک ساعت قدم زدن در روستا و صحبت با نوجوانان متوجه می شوید که تقریباً هیچ دانش آموزی نیست که آرمانش کار کشاورزی و دامداری باشد، چرا که اصلاً از نظر منزلتی هیچ کاری بر روی این مشاغل انجام نشده است.
همه سریال ها، اینستاگرام و … در حال ترویج یک نوع فرهنگ شهری سخیف هستند که با زندگی خود ما که در شهر در حال زندگی هستیم نیز خیلی فاصله دارد، چه برسد به روستایی ها…!

2- در حوزه سیاست گذاری و مدیریت کلان: سیاست های ما به گونه ای است که داریم روز به روز شهر ها را بزرگتر می کنیم و نحوه بودجه ریزی هم کاملاً به این سمت است. قوانینی مثل تقسیم ارث که حوزه علمیه باید پژوهشی جدی در مورد آن انجام بدهد، کاری کرده که با افزایش خرده مالکی، عملاً کار کشاورزی صرفه اقتصادی اش را در میان مردم عادی از دست داده و کشت و صنعت ها که حالت سرمایه داری دارند رشد بسیار زیادی را تجربه کرده اند. ازآن طرف زمین های تقسیم شده در مناطق خوب نیز تبدیل به ویلاهایی میشوند که به هیچ وجه جنبه تولیدی ندارند.

3- مبارزه با حاشیه نشینی شهرها در مقصد انجام می شود و نه در مبدا که روستاها باشند. و این روش نه تنها مسئله مهاجرت روستاییان به شهرها را حل نمی کند بلکه زندگی در حاشیه شهر را نیز برای آنان سخت تر می کند.

4- نظام مدیریت و بودجه ریزی کشور که متمرکز است، به ترتیب از تهران و بعد مراکز استان ها انجام می شود، که این مسئله باعث شده که قدرت و ثروت در مرکز کشور متمرکز شده و عملاً هر کسی بخواهد به این منبع وصل شده و درآمدی کسب کند یا حتی حرفی را به کرسی بنشاند ناگزیر از این است که به این مراکز مهاجرت کند. در این میان سهم روستاها در واقع سر ریز و اضافه بودجه مرکز تصمیم گیری است!
مدیران شهری هم که روز به روز به جمعیت شان اضافه می شود، روز به روز بودجه بیشتری برای مدیریت شهر، فراهم کردن محیط مناسب و مبارزه با حانشیه نشینی و … طلب می کنند و این چرخه باطل همواره ادامه پیدا می کند.

5- در حوزه اقتصاد با وجود فشل بودن جهاد کشاورزی و عدم آمایش درست و اجرا نکردن طرح هایی مانند کاداست، نوسانات شدیدی در تولید محصولات کشاورزی ایجاد شده که در ماه های اخیر نمونه اش را نیز مشاهده کردیم.مثلاً در بازه ای سیب زمینی گران می شود. همه عمده کشاورزان به دنبال کاشت آن می روند و به دلیل عرضه زیاد افت قیمت شدیدی حاصل می شود که کشاورزان را متضرر می کند. این ضربات مهلک چند سال است که بر پیکر کشاورزان و روستاییان وارد می شود،
از طرف دیگر راه حل همه مشکلات تخصیص ارز برای واردات شده است! به چه علتی ما تا کنون نتوانسته ایم مساله دانه های روغنی و نهاده های دامی را با برنامه ریزی و خرید تضمینی درست حل کنیم!؟ این ان قلت هم که کشور ظرفیت این امر را ندارد توهمی بیش نیست! چرا باید الان هندوانه از کشاورز به قیمت 200 -300 تومان خریداری شود، ولی نهاده دامی را با ارز دولتی وارد کنیم؟

در آخر با جمع بندی مطالبی که شرحش رفت، به نظر می رسد اگر گروه های جهادی بیشتری، به خصوص در مرکز، به وجود بیایند که این سیاست ها را با همکاری  اساتید و مجموعه های دغدغه مند پیدا کرده و به صورت علمی و مستدل و با کار رسانه ای و کمپینی تمیز و نه با هوچی گری پیگیر باشند، دیگر شاهد این ناهماهنگی ها و از دست رفتن ظرفیت روستاها نخواهیم بود.
به نظر می رسد این کار واجب تر از خیلی کارهای دیگر است!!!

Share on facebook
Share on linkedin

پیام بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *